1161، براتهايي ميان مسينا و قسطنطنيه مبادله شد. در 1170 ـ 1171، بانكهايي در ونيز تأسيس شد، كه دومين آنها بانك سان ماركو بود. مقارن همان ايام، يعني در حدود 1180 ـ 1190، احتمالاً در ايتاليا، عمليات بيمه متداول شد. بهروايت ويلاني، در حدود 1182، بيمهٴ دريايي در لومباردي بهوجود آمد. مقارن اواخر سده، بانك سان جيورجيو در جنوا تأسيس شد؛ اين يك موٴسسهٴ بازرگاني با سهام قابل انتقال بود. كار بيمه طبعاً موجب معرفي قوانين بازرگاني و حمل و نقل دريايي شد، كه بيشك اين قوانين در همان ايام شروع به شكل گرفتن كرده بود.
همچنين، معاهدههاي تجاري زيادي ميان شهرها بسته شد، و اين تدريجاً موجب پيدايش مجموعهٴ قوانين بينالمللي شد. برخي از شهرهاي بزرگ يك نظام كنسولي در خارج بهوجود آوردند. بالاخره دادگاههاي مخصوصي از بازرگانان دورهگرد1 حمايت ميكرد، چون در آن زمان دادگاههاي بازرگانان دورهگرد داير بود.
منظور از اين اظهارات مختصر نشاندادن پيچيدگي موضوعي است كه نميتوانم بيش از اين بدان بپردازم، اينها در مقام اخطاري است به محققاني كه بخواهند زمينهٴ فرهنگي علم در سدهٴ دوازدهم، را بازسازي كنند. قسمت اساسي اين زمينه، اقتصادي بود. اين مطلب در مورد همهٴ اعصار گذشته، صادق نيست؛ ولي در مورد پس از آن، صدق ميكند.
يك نكتهٴ ديگر رشد فعاليتهاي اقتصادي، و نهادهاي حقوقي تازهاي كه براي حمايت و تقويت آنها لازم بود، اعتبار معنوي علم حقوق را فزوني بخشيد. حقوقدانان تا حدي همپايهٴ متكلمان بودند، و در رابطه با مسائل سياسي تدريجاً از آنان پيشي گرفتند. اين موقعيت اختصاص به قلمرو مسيحيت داشت، چون در اسرائيل و در اسلام حقوق و علم كلام تقريباً از يكديگر جدايي نداشت، و نتيجهٴ وخيمش اين بود كه اولي هم در غيرمترقي بودن دومي شريك شد، و اصلاح قوانين، اگر نه غيرممكن، دستكم بسيار دشوار گشت.
جدايي حقوق از علم كلام در قلمرو مسيحيت،2 در پيشرفت تمدن غربي عامل بسيار مهمي بود. زبان معنوي به مخالفت متكلمان با اظهارنظر غيرروحانيان دربارهٴ دين و اخلاق منحصر شده بود؛ البته، اين بسيار بد بود، ولي دستكم عالَم غيركليسايي آنقدر آزادي يافته بود تا پيش برود و قوانين خود را براي تأمين نيازهاي مبرم اوضاع اجتماعي، كه با سرعتي بيش از پيش در حال تغيير بود، تعديل كند.
يد. زبانشناسي
1. مسلمانان شرقي. رسالهٴ حقوق تطبيقي، تأليف ابندهان، داراي مقدمهاي دربارهٴ دستور زبان